شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

mp3 player شوکر

*سحربانو*

+ دل من تنگ شده مي شود باز بيايي بانو گره از چهره گشايي بانو خسته ام خسته ز درد خسته از حال و هوا و دل سردخسته از باد خزان خسته از بار گران تو نباشي همه شب ميميرم من به غير از تو دگر از همگان دلگيرم
*سحربانو*
...
دهکده موسيقي
بسي زيبا
اشک زمستان
گره از چهره گشا ، غم ز دل ما بربا
+ باور کن حال من خوب است... فقط نمي دانم چرا... چند شب پيش تلويزيون ... آن سکانسي را نشان داد که ... خسرو شکيبايي گفت... "يعني همه چي دروغ بود؟! همه حرف ها، زمزمه ها، عشق ها" فرو ريختم بر کف اتاق... سرم را گرفتم بين زانوهايم ... و زدم زير گريه...
....
مبارز..
:'(
بعدی همه 11 نظر قبلی
ميراب عطش
{a h=jadekhatereha}سحربانو{/a} کو کجاست ؟ کي بود ؟ عجبا
*سحربانو*
ميراب عطش ديگه
+ ‏خون مي خوريم در غم و حرفي نميزنيم... ما عاشق توايم.... همين است ماجرا...
فاضل نظري
من عاشق بيتاشم

غزل صداقت

+ حکم پيشاني ام اين بود که تو گم شوي و من به دنبال تو يک عمر مسافر باشم ... . . . غلامرضا طريقي
هايدي
2:54 صبح
هما بانو
خيلي قشنگ .....@};-
+ #خاطرات_سفير نيلوفرشادمهري کتاب «خاطرات سفير» به روايت نيلوفر شادمهري با نگارشي صميمي و ساده، خواننده را به خوابگاهي در پاريس مي‌برد و او را با رويدادها، تجربه‌ها و خاطراتش شريک مي‌کند.
خاطرات دختر مسلماني که در کشور فرانسه، هرچند براي ادامه‌ تحصيل در مقطع دکتري حضور دارد اما براي دفاع از حقيقت اسلام سفير شده است.
مواجهه‌ او با آدم‌هاي مختلف و اتفاقات متفاوت اين خاطرات را جذاب‌تر مي‌کند، از قبول نشدنش در بهترين دانشگاه فرانسه تنها به دليل حجابش و دست ندادن با سرشناس‌ترين استادان مرد تا برگزاري دعاي عهد در اتاق خوابگاه و خواندن دعاي کميل براي «يک سليم النفس».
بعدی همه 13 نظر قبلی
جالبه... ميخرم
غزل صداقت
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} :)
+ تا نرود نفس ز تن پا نکشم ز کوي تو . . . حسين منزوي
پا نکشم ز کوي تو...تا نرود نفس ز تن...
زيبا.......عکس فوق العادست
بعدی همه 11 نظر قبلی
سلام حالتون خوبه ، اين عکس خيلي زيباست البته شعر هم عاليه @};-
غزل صداقت
{a h=GAZALANDALIREZA11102}عشق پاک ?{/a} سلام..خيلي ممنونم
+ سلام دوستان ميدونم داستان *دختر پاييزي *براي همه ميتونه جذاب باشه چون همبلاگي ماست و کلي باهم خاطره داريد .. اما اجازه بدين اين داستان صرفا يه داستان کوتاه نباشه چون پدر و مادرش خيلي زحمت کشيدند و دکترش يک معجزه کرده .. من تمام تلاشم رو خواهم کرد دختر پاييزي يک کتاب بشه و يا اينکه يه داستان بلند بصورت پي دي اف // ممنونم از حمايت همه ي شما
*ليلا*
ديروز 12:48 عصر
DARYAEI
سلام موفق باشيد
خيلي در جريانش نيستم. اميدوارم موفق باشيد
همه 6 نظر
رفيق جانم هستند :) با اينکه خيلي چيزا رو درجريانم ولي دوس دارم بخونم داستانشو
{a h=zirasmoonekhoda313}شميم دوست{/a} ممنونمم
+ [تلگرام] أَحْےِ قَلْبََک بِالْمَوْعِظَةِ قلبت را با موعظه زنده کن. نهج البلاغه/نامه31 . . اي موعظي ي دل ِ من روضه ي تو حسين
انديشه نگار
ديروز 10:7 عصر
+ [تلگرام] قطعا دليل اصلي سازنده قطار... رفتن به مشهد است کنار ضريح يار...
انديشه نگار
ديروز 10:6 عصر
عکس:مشهد مقدس...
سلام . زيارت قبول
همه 5 نظر
زيارت قبول..
ان شالله روزي همه دوستان به زودي...
+ *پيام امروز کاش مي دانستم حال آسمان و زمين را... دست افشاني و هلهله فرشتگان را... کاش دلهاي همه تو را مي خواست و ديدگان بر تو محرم بود... باورم نيست که غربت تو را من رقم زده ام و اينچنين زنجير غربت خود را بر جان کشيده ام تاريخ تکرار مي شود...
بسيار عالي@};-@};-
عالي نگاه شماست.
بعدی همه 9 نظر قبلی
{a h=golvaje77}شبستان نور{/a} @};-@};-@};-@};-:-)
هما بانو
{a h=golvaje77}شبستان نور{/a} سلام دوباره نازنينم.. ببخشيد من کامنتتون رو نديده بودم.. ممنونم قربونت برم.. ممنونم و از ديدنت خيلي خوشحالم .. دلتنگتون بوديم و دلتنگتون هستيم عزيزم.. نظر لطف شماست گلم.. خدا رو شکر که شما هم هنوز هستيد و وجودتون مايه دلگرمي بيشتر ماست .. حضورتون رو هميشه دوست داشتم و دوست دارم:-) @};-
+ چه شد که تمام شد همه چيز ؟ چه شد که پيغام هاي طعنه آميز...پروفايل هايِ پُر از تيکه حواله يِ هم مي کنيم چه شد انقدر رابطه هايمان آبکي شده است که به تار مويي بند است چه شد چشممان را مي بنديمدهانمان را باز مي کنيم گند ميزنيم به حرمت ها، احترام ها..چه شد که همه يِ ما تنهاييم چرا محبت هامان بي اثر است؟ چه شد که غرور و خودخواهي.. جايِ فداکاري و بخشش را گرفت! چرا انقدر بي ارزش شديم برايِ هم؟! ‌‌
هايدي
97/5/24
...
*قاصدك*
روزگار غريبي ست نازنين.. و عشق را .. کنار تيرک راه بند . تازيانه مي زنند... نور را ..در پستوي خانه ، نهان بايد کرد...
freand
زيبا@};-
+ خيلي ها... دوست دارند...جايِ آدم معروف ها سياست مدار ها و يا دکتر، مهندس ها باشند... من اما... دلم مي خواهد... جايِ کسي باشم...که تو عزيزم صدايش مي زني...
خاطره کشاورز
سلام خيلي زيباست خيلي...
همه 5 نظر
*قاصدك*
عالي@};-
@};-
+ اما نرفت « عاشقي ها » از دلم... « ديوانگي ها » از سرم...
رهي معيري
+ کجا روم من از اين در که خانه ام اينجاست/ کبوتر شب عشقم که لانه ام اينجاست/ کمند زلف تو من را اسير روي تو کرد/ کجا روم که فقط دام و دانه ام اينجاست/ کجا بگردم عزيزم جمال ماه تو را /براي ديدن رويت بهانه ام اينجاست /کريم هستي و من هم گداي روي شما/ تمام قصه ي عشق زمانه ام اينجاست
جدا مکن دل ما را ز درگه کرمت /به تير عشق اسيرم کمانه ام اينجاست سروده: جعفر ابوالفتحي
سلام دوست من بفرما نظرسنجي
اللهم صل علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم يا کريم.
+ تا سر کوي دو چشم تو سفر بايد کرد/// ديده را از غم هجران تو تر بايد کرد/// ديدن روي مهت نيست به اين آساني/// بهر ديدار تو اي يار خطر بايد کرد/// گوش بايد بدهد عبد به حرف مولا/// گوش را روي لب غير تو کَر بايد کرد///
درب کنسرو بازکن برقی
148623-مرمي
0 امتیاز
0 برگزیده
33 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
148623-مرمي عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله مرداد ماه
vertical_align_top